یک- اینجا همه چیز خوبه، ما خوبیم (تقریبا)، شما خوبید،
اونا خوبن...ملالی نیست جزدوری شما
دو- بعد از یک سال و اندی به 68 تا پله خوابگاه عادت کردم
دو و نیم- عادت کردم به اینکه 68 تا پله رو پایین بیام، از
خیابون رد شم، تاکسی بگیرم، سر چهارراه اول پیاده شم، از خیابون رد شم، تاکسی
بگیرم، پیاده شم، 68 تا پله رو بالا برم، ماکت و کارام روبردارم، 68 تا پله رو
پایین برم، تاکسی بگیرم و بالاخره به دانشگاه برسم!
سه- پیام کوچک اومده که می خوان به عمرانی ها اجازه طراحی
بدن! واسه مخالفت عدد 1 رو به 30003220 بفرست! فرستادم...!
چهار- یکی از استادامون یه خظ درمیون به من میگه برو حذف
کن! غیبتات 4 تا شدن! امروز رفتم لیستشو دیدم می بینم 2 تا غیبت بیشتر ندارم. میگم
استاد چرا استرس وارد می کنید؟ میگه جدی نگیر!
پنج- هر شب ساعت 11:30 شبکه فارس سریال خط قرمز رو می ذاره!
10 تا آدم بیکار و الاف می شینیم پای تلویزیون نگاه میکنیم...
پنج و دو دهم- لامصب واسه اون موقع چه خوشگل زیر ابروهاشونو
تمیز کردن!
پنج و شش دهم- لباساشون از مانتوهای الان بلندتر وگشادتره!
پنج و نه دهم- شلواراشونو تا زیر گلوشون بالا کشیدن... الان
باید شلوار پسرا رو گرفت که نیفته!! والا!
شش- تقریبا آخر ترم شده! درس های نخونده و پروژه های انجام
نشده...
هفت- ایضا شش
هشت- ایضا هفت (برای هشدار به خورم!)
نه- حالمان خوب است مثلا!
ده- . . .
+ سلام...!
بعد از یک سال و اندی! (کوروس... ابی... داریوش!)، دوباره میخوام بنویسم تا باشم...
+ سلام...!
من. من . من .... من...... من خوشبخت ترین آدم روی زمینم...
زندگیم رو دوس دارم... خونواده م رو دوس دارم.... خودمو دوس دارم...
من خوشبختم. همین